آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٨
اخبار
ششمين نمايشگاه كتاب سوريه
ششمين نمايشگاه عربى كتاب سوريه، امسال همچون سالهاى گذشته در تاريخ ٣٠ شهريور ١٣٦٩ به مدّت ده روز در كتابخانه اسد در شهر دمشق برگزار گرديد. امسال در حالى اين نمايشگاه برگزار گرديد كه مردم منطقه به خاطر بحران خليج فارس از قدرت خريد كمترى نسبت به سالهاى پيش برخوردار بودند؛ امّا براى ديدن كتابها و تنوع آن استقبال قابل توجّهى به عمل آمده بود. فضاى عمومى نمايشگاه از سالهاى گذشته بزرگتر و آرايش كتاب جهت بازديد علاقمندان بيشتر شده بود و سهولت خريد را بهتر فراهم مىكرد. عمده كتابها از كشورهاى عربى آورده شده بود؛ فقط برخى از رايزنيهاى فرهنگى مانند آمريكا، فرانسه، شوروى، و برخى كشورها مانند رايزنى جمهورى اسلامى كتابهاى خود را به نمايشگاه آورده بودند. ويژگى عمده اين نمايشگاه فروش مستقيم و فورى كتاب به مراجعه كننده و تنوع كتابهاى ديگر كشورهاى عربى، همچون مصر و اردن و ليبى و كويت بود كه توسط ناشران سورى به معرض نمايش گذاشته شده بود. اما در مقابل، از ورود بسيارى از كتابهاى دينى جلوگيرى به عمل آورده شده بود كه اين خود موجب ناراحتى ناشران بود.
در نمايشگاه حدود ١١٠ غرفه وجود داشت كه برخى از غرفهها دربرگيرنده چندين ناشر غير سورى بودند.
بيشترين خريداران كتاب را نهادهاى فرهنگى جمهورى اسلامى تشكيل مىدادند. شايد دليل اين مسأله تأخير فراوان نمايشگاه تهران نسبت به توزيع و عرضه كتاب و عدم تنوع كتابهاى نمايشگاه باشد.
برگزارى كنفرانس مطالعه فلسفه اسلامى و يونان
نهمين كنفرانس سالانه انجمن مطالعه فلسفه اسلامى و فلسفه يونان به مدّت سه روز (چهارم تا ششم آبان) در نيويورك برگزار گرديد. در اين كنفرانس، استادان فلسفه و علوم انسانى دانشگاههاى آمريكا و هيئتى از ايران شركت داشتند.
آگاهى، زيبايى و روابط انسانى در فلسفه اسلامى از موضوعاتى بود كه توسّط پنج گروه تخصصى در اين كنفرانس مورد بحث و بررسى قرار گرفت.
حجت الاسلام والمسلمين مصباح يزدى، دكتر غلامعلى حداد عادل و حجت الاسلام محمّدى عراقى در هيئت شركت كننده از جمهورى اسلامى حضور داشتند. لازم به يادآورى است كه شركت هيئت ايرانى در اين كنفرانس براى نخستين بار بوده است.
سمينار تشخّص و منزلت زن در نظام اسلامى
سازمان تبليغات اسلامى اعلام كرد كه به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا - س - سمينارى را تحت عنوان «تشخّص و منزلت زن در نظام اسلامى» تشكيل خواهد داد. اين سازمان با ارسال نامهاى به حضور دانشمندان و مؤسسات تحقيقى و تعيين عنوانها و سرفصلهاى سمينار، از آنان خواست تا با انتخاب يك يا چند سرفصل و نگارش مقالاتى در موضوعات تعيين شده به غناى علمى اين سمينار بيفزايند.
سرفصلها وعناوين پيشنهادى عبارت است از: بررسى ابعاد وجودى شخصيّت حضرت فاطمه - س - جايگاه و نقش زن در اسلام - نقش علمى و فرهنگى زن - زن و نقش سياسى و اجتماعى او - نقش زن در كانون مودّت و رحمت خانواده و... .
برگزارى سمينار بررسى تحوّل مفاهيم
سمينار بررسى تحوّل مفاهيم به منظور تحقيق در مفاهيم و واژههاى سياسى، حقوقى و اقتصادى و تطوّر و تفسير آنها در صحنه جهانى و روابط بين المللى، در مهرماه سال جارى برگزار گرديد.
اين سمينار در دفتر مطالعات سياسى وزارت امور خارجه تشكيل شد و با برگزارى هشت جلسه اصلى و با حضور سى و پنج تن از دانشمندان و استادان داخلى و خارجى كشور، كار خود را دنبال كرد.
مفهوم حاكميّت، تحوّل مفاهيم مذهبى، حقوق بين الملل، مذهب و چگونگى تحوّل معناى مفاهيم، استراتژى و بى طرفى، از موضوعاتى است كه در اين سمينار مورد بحث قرار گرفت.
برگزارى سمينار حقوق بشر در اسلام و مسيحيّت
سمينار بين المللى حقوق بشر در اسلام و مسيحيّت در تالار شيخ مرتضى انصارى در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران برگزار شد. اين سمينار در ادامه گفتگوها و مناظرات فكرى متعدّدى بود كه در ايران و آلمان، ميان دانشمندان و استادان دو كشور انجام گرديد. در سمينار ياد شده كه سه روز به طول انجاميد، پروفسور *١٠٥* عبدالجواد فلاطورى، استاد محمّدتقى جعفرى، دكتر گرجى، آيت اللَّه مكارم شيرازى، دكتر اشتاين باخ، دكتر شولز، دكتر لوف، و تنى چند از دانشمندان ايرانى و آلمانى به سخنرانى پرداختند.
برگزارى كنفرانس سالگرد امام ترمذى
كنفرانس هزار و دوّمين سالگرد رحلت امام ترمذى، از محدّثين و گردآورندگان يكى از صحاح سته اهل سنّت، در شهر تاشكند (مركز جمهورى ازبكستان شوروى) برگزار شد. در اين كنفرانس بنا به دعوت مفتى آسياى ميانه و قزاقستان شوروى، بيش از چهل كشور شركت كردند. در جريان برگزارى اين كنفرانس، حوزه علميه امام ترمذى توسط نمايندگان هفده كشور جهان از جمله جمهورى اسلامى ايران افتتاح شد.
اعتراض دانشجويان بنگلادشى نسبت به چاپ يك دائرةالمعارف در هند
صدها تن از دانشجويان بنگلادشى در شهر داكا در اعتراض به چاپ دائرةالمعارفى كه در آن نسبت به اسلام و پيامبر اسلام اهانت شده بود، اقدام به راهپيمايى و تظاهرات كردند. تظاهر كنندگان از محل گردهمآيى خود در برابر باشگاه مطبوعات به كميسيون عالى هند در داكا رفتند و در آنجا با برپايى تظاهرات، يادداشت اعتراض آميزى تسليم مقامات نمايندگى هند كردند. دانشجويان معترض در يادداشت خود خواستار ممنوعيّت انتشار مجدّد دائرةالمعارف، سوزاندن كليّه نسخههاى چاپ شده آن و محاكمه و مجازات سردبير و ناشر دائرةالمعارف مذكور شدند.
شايان ذكر است كه دائرةالمعارف ياد شده در دهلى نو به چاپ رسيده است و اخيراً دولت بنگلادش ورود دائرةالمعارف مذكور را به بنگلادش ممنوع كرد.
آيات شيطانى و عذرخواهى سلمان رشدى
سلمان رشدى نويسنده كتاب كفرآميز آيات شيطانى اعلام كرد كه وى قصد توهين به اسلام و مقدّسات اسلام را نداشته است و اگر كسى كتاب او را به اين منظور خوانده است، او عذر خواهى مىكند. سلمان رشدى كه براى اوّلين بار بعد از صدور فتواى حضرت امام در برابر دوربينهاى تلويزيون ظاهر شده بود، گفته است: كسانى هستند كه مىگويند من بايد تنبيه شوم و اگر هدف تنبيه من بوده است، من قدرى تنبيه شدهام.
گفتنى است كه اين مصاحبه در نقطهاى در جنوب انگليس كه محل اقامت و اختفاء رشدى است، انجام گرديده است.
دائرةالمعارف انديشههاى شهيد محمّدباقر صدر
انستيتو اسلامى (المعهد الاسلامى) در لندن در صدد تدوين دائرة المعارف ويژه انديشههاى آيت اللَّه شهيد سيد محمدباقر صدر است. اين دائرةالمعارف مشتمل بر مجموعهاى از تحقيقات علمى و تحليلى دانشمندان و محققان درباره ابعاد مختلف زندگى و افكار شهيد صدر است.
اخبار كوتاه
تأسيس دانشكده ويژه تحقيق و تعليم علوم دينى بر طربق مذاهب مختلف اهل سنّت، در جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى به تصويب رسيد. تأسيس اين دانشكده به وزارت فرهنگ و آموزش عالى محوّل شده است.
كنفرانس بين المللى اديان جهان با شركت صدها نفر از محققين و دانشمندان كشورهاى مختلف برگزار گرديد.
مراسم چهلمين روز ارتحال حضرت آيت اللَّه العظمى نجفى مرعشى در شهرستان قم برگزار گرديد. اين مراسم در روز دوازدهم و سيزدهم مهرماه سال جارى در صحن مطهّر حضرت معصومه - س - و در تالار كتابخانه عمومى آن مرحوم برگزار شد.
حاج جواد قوام پور، مشهور به هاتفى سمنانى، شاعر نام خطه كوير، در مهرماه سال جارى در سن ٧٧ سالگى به رحمت ايزدى پيوست. دفترى از اشعار وى تحت عنوان نداى دل در ٢٦٠ صفحه چاپ و منتشر شده است. جلد دوم اين اثر نيز هم اكنون در دست چاپ است.
كتابخانه هنرى سازمان تبليغات اسلامى در ٢٣ مهرماه سال جارى گشايش يافت. اين كتابخانه به لحاظ دارابودن بيشترين عناوين كتاب هنرى، يكى از غنىترين كتابخانههاى كشور در مسائل هنرى است. همچنين دورههاى مدوّن مجلاّت و نشريات مختلف در اين مركز نگهداى مىشود.
مراسم گراميداشت دوّمين سالگرد درگذشت محمّدحسين شهريار در تالار وحدت دانشگاه تبريز برگزار شد. در اين مراسم كه آقايان صباح زنگنه، مهرداد اوستا، حجّت الاسلام فاطمى نيا و تنى ديگر از شخصيّتهاى علمى و ادبى حضور داشتند؛ جوانب افكار و اشعار استاد شهريار، خاصه اشعار تركى آن مرحوم مورد بررسى قرار گرفت.
ارتحال حجت الاسلام غلامرضا گلسرخى
در مهرماه سال جارى، حجت الاسلام غلامرضا گلسرخى كاشانى به رحمت ايزدى پيوست. وى در سال ١٣١٢ در شهر كاشان ديده به جهان گشود. دروس ابتدايى و متوسطه را در مدارس آن شهر آموخت و آنگاه به آهنگ تحصيل علوم اسلامى وارد حوزه علميه قم گرديد. وى از آغاز جوانى به فدائيان اسلام پيوست و هيچگاه اقدامات سياسى را بيرون از رسالت خود نمىدانست. تا بدانجا كه در جلسات فدائيان اسلام شركت مىجست و با شهيد سيد مجتبى نواب صفوى، سِرّ و سرى داشت. گو اينكه در اين عرصه، به جرم «دخالت در سياست»! بارها مورد توبيخ و عتاب قرار گرفته وحتى شهريهاش قطع گرديد و... .
آن مرحوم تنها يك «متفكر ذهنى» نبود؛ بلكه «فعال» نيز بود و «تحقيق در اسلام» و «تحقق آرمانهاى اسلامى» را توأمان مورد نظر داشت.
از وى مقالات متعددى در نشريات، مخصوصاً در مجله مكتب اسلام منتشر گرديده است. شرح وى بر عهدنامه مالك اشتر، يكى از بهترين و حركت آفرينترين مقالاتى بود كه در دوران طاغوت در مجله مكتب اسلام منتشر مىشده است.
سخنرانيهاى كوبنده و انقلابى وى در جريان قيام پانزده خرداد و در كوران انقلاب شكوهمند اسلامى از خاطرهها محو نمىگردد. مرگ وى زودرس بود و دلهاى همگان را به درد آورد. وى يك سال پيش از درگذشت خود، مرگش را پيش بينى كرده بود و به يكى از دوستان خود گفته بود كه من به همين زودى مىميرم واينك مشغول مرتب كردن كارهاى خود هستم. وى اين جمله را هنگامى به زبان آورده بود كه هنوز آثار بيمارى در او وجود نداشت.
اميد است خانواده و دوستان وى، كليّه آثار منتشر شده و نشده آن فقيد علم و عمل را در چند مجلّد گردهم آورند و در دسترس جويندگان معارف اسلامى قرار دهند. عاش سعيداً و مات سعيداً .
درگذشت علاّمه محمّدتقى قمى
آيت اللَّه علاّمه محمدتقى قمى در شهريور سال جارى و در هشتاد سالگى، به هنگام سفر به پاريس براى انجام فعاليّتهاى دينى، به رحمت ايزدى پيوست.
آيت اللَّه قمى از دعوتگران جدى به وحدت اسلامى بود و عمر خود را يكسره براى تحقق آن نهاد. وى بيش از چهل سال پيش، بذر تقريب مذاهب اسلامى را در قاهره غرس كرد و خود با يارى مرحوم شيخ محمود شلتوت و ديگر مصلحان عصر، جمعيّت دارالتقريب بين المذاهب الاسلامية را تأسيس كرد. آن فقيد كوششهاى درخور و كارگرى براى نزديكى مذاهب اسلامى كرد و بسيارى از سوء تفاهمات و اختلافاتِ ميان مذاهب اسلامى را به مدد روشنگريهاى فكرى از ميان زدود. انتشار مجلّه رسالة الاسلام از باقيات صالحات آيت اللَّه قمى بود كه به صورت ارگانى براى وحدت پيروان مذاهب اسلامى درآمد.
صدور فتواى تاريخى علامه شيخ محمود شلتوت در جواز پيروى از مذهب شيعه، در شمار دستاوردهاى جمعيّت دارالتقريب بود كه آيت اللَّه قمى در آن نقش بسزايى داشت. چنان كه علامه شلتوت در پى فتواى اخير خود، نسخهاى از آن را به حضور آيت اللَّه قمى، به عنوان دبير كل جمعيّت دارالتقريب ارسال داشت. همچنين تدريس فقه مقارن در دانشگاه الازهر، تغيير برخى از قوانين كشور مصر بر طبق مذهب شيعه، انتشار كتاب مختصر النافع و مجمع البيان در آن كشور، از جمله اقدامات سودمند و بى سابقهاى بود كه در پرتو دارالتقريب انجام يافت.
تشييع و تدفين پيكر آن مرحوم در روز هجده شهريور انجام گرفت و در امامزاده عبداللَّه (در تهران) به خاك سپرده شد. و من احسن قولاً ممّن دعا الى اللَّه و عمل صالحاً و قال انّنى من المسلمين.
درگذشت دكتر اسداللَّه مبشرى
دكتر اسداللَّه مبشرى، مؤلّف، مترجم، محقق و رجل سياسى نامدار ايران در سن ٨٢ سالگى درگذشت. آن مرحوم در سال ١٢٨٨ شمسى در تهران به دنيا آمد و تحصيلات خود را در رشته حوق قضايى در دانشگاه پاريس به پايان رساند. وى عمر خويش را يكسره در مسائل فرهنگى و سياسى گذاشت و براى تحقق آرمانهاى خود ايستادگى كرد. آن مرحوم پس از پيروزى انقلاب اسلامى عهده دار وزارت دادگسترى شد و مدّتى نيز سردبير روزنامه كيهان بود. آثار برجاى مانده از ايشان عبارت است: تاريخ فلسفه اسلامى (ترجمه)؛ پيشوايان ما (ترجمه)؛ راه محمّد (ترجمه)؛ تراز يا روش نويسندگى (تأليف)؛ فانوس، ترجمه كشف المحجة.
*١٠٧*
شاهد مدّعا
در سرمقاله شماره دوّم آينه پژوهش، اشارهاى شده است به برخى از شروح نوظهور آبكى در كتابهاى درسى حوزهها و نثر آشفته و ناموزون آنها. حقاً اين موضوعى است مهم و سزاوار بحث و تحقيق. چه خوب است اگر مجله بتواند نظر صاحبنظران و آگاهان را در اين زمينه در مجلّه - ول بخش نامهها - چاپ كند، تا مجموعهاى از نظريات فرهيختگان يكجا جمع شودو بهترين راه و چاره و برنامه منظّم و منسجم، هم براى كتب درسى و هم كتب كمك درسى در زمينههاى گوناگون و از جهات مختلف ارائه شود.
اينجانب، به عنوان تأييد سخنى كه در سرمقاله مزبور آمده مبنى بر آشفتگىِ نثر شروح فارسى نوظهور، چند نمونه از نثر برخى اين شروح را انتخاب و در اين نامه درج كردم تا شاهدى باشد بر آن مدّعا. به اميد اينكه فرصت نقدِ دقيق و فراگير اين آثار در آينده دست دهد.
اينك چند نمونه از نثر اين شروح با حفظ رسم الخط و نشانههاى نقطه گذارى و با اكتفا به ذكر نام كتاب و شماره جلد و صفحه:
الف: تشريح المقاصد في شرح الفرائد (شرح رسائل شيخ). ج ١، ص ١٤: «لازم بتوضيح است مجرد وجود در سابق كافى در جريان استصحاب نميكند بلكه همانطوريكه مرحوم مصنّف اشاره فرمودهاند بايد وجود سابق مورد لحاظ و اعتبار واقع شود، تا مصحّح و مجوز جريان آن بشود».
ب: النضيد فى شرح روضة الشهيد. ج ١، ص ١٧٨:
«يعنى اختيار گذاشتن در هر كجاى روزهاى خون را داشتن، مربوط به ماه اوّل است و امّا در ماههاى بعد اگر خون از ده روز گذشته باشد بايد عددى را اختيار كرده آن را از آن روز از روزهاى خون حساب كند كه در ماه اوّل از آن روز حساب كرده....»
ج: النضيد فى شرح روضة الشهيد. ج ١، ص ٣٠٧ (آخرين سطر اين جلد):
«يعنى دو قول آخر دليلى بر آن نداريم و قول اوّل هم دليلش روايتى است كه اين روايت در مقابلش روايات ديگرى هست قوىتر از آن كه دليل قول مصنّف و قول اصح مىباشد.»
د: المباحث الفقهيه فى شرح الروضة البهية. ج ١٦، ص ٧٦:
«وجه فرموده اين قائل، و اينكه اجرةالمثل را به مناط مدّت و زمان چرا بايد محاسبه كرد اين است كه اگر شخص حر و آزادهاى را غاصبى غصب كرده، و براى مدّتى نگذارد كه وى بكار و عمل خويش مشغول باشد پس از رفع غصب و رهائى مقدار مدّتى را كه در تحت غصب بوده بايد در نظر گرفت و سپس آن را به قيمت در آورد و آنگاه از غاصب قيمت حاصل را اخذ نمود و اين نيست مگر آنكه اجرةالمثل را مىبايد بحسب زمان در نظر گرفت، پس در اينجا نيز بايد چنين محاسبه كرد.»
ه: الكامل فى شرح العوامل. (چاپ اوّل) ص ٣٩:
«با براى بدل نيز مىآيد مانند. اى كاش قومى داشتيم بدل اين جماعت وقتيكه سواره مىشدند پراكنده مىكردند بعلّت غارت نمودن اسب سواران و شترسواران را، يا اينكه در حاليكه اسب سوار و شتر سوار بودند.»
مواردى كه ياد شد، نمونههايى از نثر كتابهايى است كه به عنوان شرح بر متون حوزه نوشته شده است. البته از اين نمونهها فراوان است و اميد است كه براى زدودن اين انحطاط ادبى از دامن حوزههاى علميه، هرچه زودتر اقدامى درخور شود.
عبداللَّه علومى
طبرسى يا طبرى؟
١. در شماره اوّل مجله آينه پژوهش (ص ٥٠)، قسمتِ گفتگو با دكتر سيّد محمّدباقر حجّتى آمده است: «دكتر سيّد محمّدباقر حجتى فرزند... سيد محمدباقر حجتى طبرسى ملاّ محلى... در شهرستان بابل زاده شد.»
مناسب ديدم توضيحى درباه «طبرسى» بدهم:
جناب آقاى دكتر حسين كريمان در اثر بسيار سومند طَبْرِسى و مجمع البيان (چاپ دوم: تهران، دانشگاه تهران، ١٣٦١، ج ١، ص ١٦٧ - ٢٠٥)، بحثى مفصل و فرابنيادى را پى ريختهاند و با *١٠٨* دلايل گوناگون اثبات كردهاند كه «طبرسى» صاحب مجمع البيان منسوب است به «تَفْرِش» كه در روزگار قديم «طَبْرِس» خوانده مىشده است و منسوب به «طبرستان» (شمال ايران) نيست. زيرا گذشته از دلايل متعدد ديگر، در نسبت به «طبرستان» بايد «طبرى» گفته شود و نه «طَبَرْسى». مانند دانشمندان فراوانى كه اهل طبرستان هستند و به «طبرى» مشهور. از جمله ايشان نوشتهاند:
اگر طَبَرسى - بفتح اوّل و دوّم - در نسبت به «طبرستان» صحيح، مىبود؛ مىبايست لااقل در يكى از كتب رجالى يا جغرافياى اهل سنّت، از اين نسبت ذكرى رفته باشد، گذشته ازين، از «طبرستان» علماى شيعى و سنى زياد برخاستهاند، بايد همچنانكه بعالمانِ شيعى طَبَرْسى اطلاق شده است، لااقل بيك تن از دانشمندان سنّت و جماعت نيز اطلاق شده باشد، و حال آنكه ظاهراً در هيچيك از كتب سير و رجال اهل سنّت، عالمى مشهور بطبرسى بنظر نمىرسد، و رجال «طبرستان» را در همه جا طبرى گفتهاند. در حالى كه جاى بجاى در كتب رجال و سير بنام برخى از عالمان شيعى مذهب طبرستانى مشهور بطبرى بر مىخوريم. همچون شيخ امام عمادالدّين ابى جعفر محمّد بن ابى القاسم على بن محمّد بن على طبرى آملى شاگرد ابوعلى پسر شيخ طوسى... لكن بظاهر عالمى شيعى كه ويرا هم طبرسى و هم طبرى گفته باشند، جز سه يا چهار تن كه بغلط بدين نيست معروفند، جايى بنظر نرسيد. (در بحث از معروفان بشهرت طبرسى وجه خطا و اشتباه گفته خواهد شد)....» (ج ١، ص ١٨٢).
جناب كريمان نيز با اشاره به منشأ اين اشتباه كه همان شهرت نادرستِ نسبت طبرسى به طبرستان است نوشتهاند:
اين وجوه غلط همچنان در اصطلاحات و كلمات عالمان رجال و تراجم احوال، دائر و سائر بود؛ و در عِداد مسلّمات بشمار مىآمد، تا بدانجا كه جمعى از عالمان عالى مقامِ «طبرستان» مانند محمّدقاسم هزار جريبى، و سيّد اسماعيل صاحب كفايةالموحدين، و فاضل نورى صاحب مستدرك الوسائل، براى درك فضيلت هم نسبتى با ابوعلى صاحب مجمع البيان، تيمّناً خود را طَبَرْسى خواندهاند.» (ج ١، ص ١٧٠ - ١٨٠).
ايشان همچنين در اين خصوص، مرقوم فرمودهاند:
قبل از سه چهار قرن اخير منسوبان بطبرستان، هرگز بنسبت «طبرسى» نامبردار نبوده، بل همه جا «بطبرى» معروف بودهاند، و صاحبان كتب رجال بهيچ روى معروفان «بطبرسى» را بطبرستان منسوب ندانستهاند.
ضمناً يادآورى مىشود كه در هيچ يك از مؤلفات مهم اهل سنّت و جماعت مانند معجم الادباء و معجم البلدان ياقوت ... و لسان الميزان ابن حجر عسقلانى... ولب اللباب فى تحرير الانساب، و طبقات المفسّرين سيوطى و غيره، واژه «طبرسى» نيامده است. اين خود نمودار اين حقيقت است كه حتّى يك تن از عالمان اهل سنّت و جماعتِ اهل «طبرستان» بشهرت «طبرسى» نامبردار نشده است» (ج ١، ص ٣١٣ - ٣١٤).
نگارنده در فاصله ميان درگذشت صاحب مجمع البيان تا قرن يازدهم، در كتب تراجم و احوال و رجال، از مردم «طبرستان» كسى را كه بطبرسى شهرت يافته، و در ترجمه حال وى ابهامى وجود نداشته باشد، نيافت. لكن از قرن يازدهم تا كنون همه كسانيكه بشهرت «طَبرسى» ياد مىشوند از مردم طبرستانند كه بپيروى از اين شهرت كه طبرسى منسوب به طبرستان است براى درك افتخار هم نسبتى با صاحب مجمع البيان، نسبت «طبرسى» را جهت خود برگزيدهاند...(ج ١، ص ٣٢٩).
از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه در نسبت به طبرستان، تنها گفته مىشود «طبرى» و نه «طَبَرْسى» و صاحب مجمع البيان «طَبْرسى» و منسوب به «طَبْرس» (تفرش) است و نه به طبرستان. بنابراين وصفِ محدث نورى و ديگر اهل طبرستان به طبرسى درست نيست - گرچه خود محدث نورى؛ خود را طَبَرسى خوانده است! - همچنين در نسبت جدّ آقاى دكتر حجتى بايد «طبرى» گفته شود و نه «طَبَرسى». اميدوارم كه ياد كردن اين دقيقه، موجب تصحيح چنين غلط مشهورى گردد كه امروزه در بسيارى از كتابها و گفتگوها راه يافته است.
امير اصفهانى